غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
317
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
هم در اين سال در ماه ذو القعده سلطان ركن الدين فرمانرواى روم « 599 » بمرد و پسرش قلج ارسلان كه خردسال بود به جاى او نشست . غياث الدين كيخسرو برادر ركن الدين در اين روزگار در دژى از دژهاى قسطنطنيه بود . چون از مرگ برادر خبر يافت به قونيه رفت و آن كودك را بگرفت و شهر را در تصرف آورد . خداوند زمام همه آن بلاد را در دست او قرار داد و قوت و شوكتى عظيم يافت . اين واقعه در ماه رجب سال 601 اتفاق افتاد . هم در اين سال گرجيان بر آذربايجان دست يافتند و تاراج بسيار كردند و اسيران بسيار گرفتند . سپس به خلاط و ارجيش تاختند و در آن بلاد پيش رفتند تا به ملازگرد رسيدند . هيچ يك از مسلمانان به مقابلهء آنان برنيامد و آنان همچنان پيش مىرفتند و تاراج مىكردند و اسير مىگرفتند . در سال 603 لشكر خلاط فرمانرواى شهر ، محمد بن بكتمر ، را بگرفتند و بلبان مملوك شاه ارمن پسر سكمان بر آن شهر امارت يافت . در سال 604 الملك الاوحد نجم الدين پسر ايوب پسر الملك العادل شهر خلاط را در تصرف آورد و چون از خلاط به ملازگرد رفت تا ترتيب كارها را بدهد لشكرى كه در خلاط بود شورش كردند و او را از شهر راندند و به نام شاه ارمن ، هر چند مرده بود ، شعار دادند . مرادشان از اين كار بازگردانيدن ملك به اصحاب و مملوكان او بود . در اين احوال الملك الاوحد بازگشت و بسيارى از اعيان شهر را بكشت . مردم خلاط به خوارى افتادند و در ميان فتيان تفرق كلمه افتاد و مردم از شر ايشان در امان ماندند در حالى كه بيشتر فرمانروايى با آنان بود ، كه خود دولتى داشتند و ديگران را مىكشتند و سلطان را در برابر آنان قدرتى نبود و آنها بودند كه هر چه مىخواستند مىكردند . در سال 606 الملك العادل ابو بكر پسر ايوب ناحيهء خابور و شهر نصيبين را گرفت و سنجار را محاصره كرد ولى از آنجا بازگشت . در اين سال چنگيزخان بر بلاد قراختا مسلط شد . امير بلاد اويغور كه طايفهء بزرگى از تركان هستند در طاعت پادشاه ختا بود . چون آوازهء چنگيزخان بلند شد و نامش در همه جا مشهور گرديد امير اويغور كه ايدى قوب - يعنى خداوند دولت - نام داشت براى خود و رعيتش امان خواست و گفت كه خود در زمرهء ياران او در